پس از جریانات مفصل انتخابات، در ۲۵ شهریور سال ۱۳۸۸، مستندی با تبلیغات وسیع چندروزه، از شبکه سوم سیما پخش شد با عنوان «پروندۀ هستهای» که بسیاری را مبهوت کرد و برخی سادهاندیشان را ذوقزده. یکی از کاربران سایت تابناک، متنی را به انتقاد از این مستند نوشت که اصل آن همانجا موجود است. متن زیر با اندکی دخل و تصرف، برگرفته از متن اصلی است. البته با فاصلۀ کمی، یکی از مسئولین صداوسیما طی مصاحبهای اذعان کرد که سازندۀ این مستند، دولتیها ﴿دولت آقای احمدینژاد﴾ بودهاند. به این مستند، عنوان «رپرتاژ آگهی شخصی» نیز داده شد.
رهبری نظام دو سه روز قبل از انتخابات، اعلام کردند که از سیاهنمایی دولتهای گذشته پرهیز شود و البته میدانیم که لفظ «سیاهنمایی» به این معنا است که چیزی که سیاه نیست، سیاه جلوه داده شود. با فرض بر وجود ضعف و انفعال در دیپلماسی دولت پیشین، مواردی مشاهده شد که به تلقین اکاذیب دلالت دارد و لازم است ریزبینانهتر بررسی شود.
اگر امروز دولت نهم افتخار میکند که تعلیق و … را شکسته و دنیا در برابر ایران به انفعال رسیده، باید این را هم باور کند که نمیشود ابتدا به ساکن، با چنین مسألهای با بُعد رسانهای جهانی، اینچنین برخورد کرد. علیالخصوص زمانی که زمام امور شیطان بزرگ بدست حزب و شخص بیخردی مانند بوش است. اگر این روش را سال ۸۱، آقای خاتمی اتخاذ میکرد، در آن شرایط خاص منطقهای که به گفته آقای احمدینژاد، قدرتهای جنگطلب پس از اشغال افغانستان و عراق به فکر حمله به ایران افتاده بودند؛ امروز به احتمال زیاد جنگ لبنان برای ما اتفاق افتاده بود و تمام دنیا هم برای این تجاوز، توجیه شده بود.
شاید بد نباشد یادآور شویم که این صلح امام حسن ﴿ع﴾ بود که نقشههای معاویه را نقش برآب کرد و چهرۀ واقعی او و بنیامیه را برای تاریخ رسوا کرد و به قاعدۀ عصمت، اگر امام حسین ﴿ع﴾ هم در آن شرایط بود، به صلح تن میداد. پس هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. بلاتشبیه باید گفت که آنچه غرب را تا حد زیادی خلع سلاح کرد، همین بحث اعتمادسازی بود که در حد یک نمایش میتوانست مفید باشد و بود و باید در قسمتی از فرایند کار قرار میگرفت. و میدانیم که این نمایش که در مقابل نمایش غرب طراحی شد، باعث شد تا بهانهجو بودن غرب به جهان ثابت شود. در گام بعدی، این روند در همان دولت آقای خاتمی متوقف شد.
در وارونه نمایی موضوع فوق، جملهای بریده از رهبری پخش شد که منظوری متفاوت از سخنان اصلی ﴿۱۳/۱۰/۱۳۸۶﴾ را القاء میکرد. جمله این بود: «بنده گفتم که بایستی این روند عقبنشینی متوقف بشه و تبدیل بشه به روند پیشروی، و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیره که این عقبنشینی در اون دولت انجام گرفته بود، و همین کار هم شد. » بیننده چنین تصور میکند که ایشان مخالف تعلیق بودهاند و با مخالفت ایشان تعلیق شکسته شده. حال بیایید کمی عمیقتر شویم. ایشان در سخنانی (در تاریخ ۲۹/۷/۸۴) گفته بودند: «کاری که در کشور چه در چالش بینالمللیِ مربوط به کار هستهای، چه در خود کار هستهای دارد انجام میگیرد، کاری است که با حکمت و مشورت دارد انجام میگیرد؛ این را ملت ایران بدانند. گاهی اظهار نگرانی میشود که مبادا کارِ غیرمدبرانهای انجام بگیرد؛ نبادا تصمیمات فردی گرفته بشود؛ نه، قضیه اینجور نیست. کار با مشورت، با تدبیر، از اول و در این دو سال و اندی هم همینجور بوده است و با فکر جمعی انجام گرفته است و پیشرفت کردهایم.» ایشان در سخنانی دیگر ﴿در تاریخ ۱۸/۷/۸۵﴾ دربارۀ مفهوم عقبنشینی گفته بودند: «در جنگ، عقبنشینى یک تاکتیک است؛ عقبنشینى فرار نیست – این را آدمهایى که جنگ را دیدهاند، خوب میدانند، میفهمند – همچنانى که پیشروى تاکتیک است، عقبنشینى هم تاکتیک است. یک جا فرمانده لازم میداند عقبنشینىِ تاکتیکى بکند، که اگر نکند، خیانت است؛ همچنانى که اگر آنجایى که باید پیشروى کند، پیشروى نکند، خیانت است.» و در ادامه، دربارۀ توافق سعدآباد گفتند: «آنجایی که لازم است با تندی، آنجایی که لازم است با کندی، آنجایی که لازم است یک قدم به عقب، دو قدم به جلو، خدای متعال هم کمک میکند. در قضیه هستهای هم همین کار شده و بعد از این هم خواهد شد» . ایشان در بخش دیگری از همان سخنرانی گفتند: «آن حرکت ﴿مذاکرات دو سال نخست﴾ حرکت لازمی بود و انجام گرفت. امروز هم این حرکت، حرکت درستی است» . در واقع اصل تعلیق موافق نظر ایشان بوده و در همان سخنرانی که بریدهای از آن را در مستند دیدیم، ایشان طرح و نقشه را تبیین کرد. چند جمله قبل از این جملۀ بریده شده، ایشان گفتند: «این فرایند عقبنشینى البته براى ما یک فایدهاى داشت – بىفایده نبود این عقبنشینىها – فایدهاش این بود که هم خودمان وعدهها و حرفهاى رقباى اروپائى و غربى را تجربه کردیم، هم افکار عمومى دنیا تجربه کرد.» قرار بود با پذیرش تعلیق، و طبیعتاً بهانهجوییهای بعدی غرب، کذب بودن ادعای غرب برای افکار عمومی و مجامع بینالمللی آشکار شود و بعد در همان دولتی که تعلیق را آغاز کرده بود، غنیسازی را از سر بگیرند، و تکه جملۀ ایشان هم ادامۀ همین سخن بود.
در عدم تمایل آقای خاتمی به اتخاذ دیپلماسی فعال، مصاحبه نماینده مجلس ششم در دانشگاهی در امریکا پخش شد که نمیتواند سندیت داشته باشد. چرا که هرکس به این گونه مصاحبهها تن میدهد، میخواهد خود و گروه خود را از نظر مصاحبه کننده، تهذیب کند و در نتیجه گفتن اینکه آقای خاتمی موافق راهاندازی مجدد پروژه اصفهان نبود، چیزی را ثابت نمیکند.
مطلب دیگر، زیرنویسهایی بود که برای سخنان انگلیسی در این مستند ترجمه شده بود. به کرّات مشاهده کردم که گوینده چیز دیگری میگوید و ترجمه چیز دیگری میگوید. در بسیاری از جملات، ضمایر حذف شدهاند و امر بر شنونده مشتبه میشود که این جمله را چه کسی گفته. سخنانی که درباره رایس گفته شده، برای موضوعات دیگری ترجمه کردهاند بدون اینکه اشارهای به رایس شده باشد. در موردی دیدم که تصورات مقطعی رایس قبل از ملاقات هیئت ایرانی را که نقشهای برای تحقیر ایران کشیده بود را جوری ترجمه کردند که انگار این اتفاق افتاده بود و آنان به مراد خود رسیده بودند. البته این هم یک وارونه نمایی دیگر بود.
یادم هست که یک بار شبکه فاکس در ترجمه سخنان محمود احمدینژاد، شیطنت کرد و Nuclear weapon ﴿به معنای سلاح هستهای﴾ را بهجای «انرژی هستهای» ترجمه کرد که ایران بسیار معترض شد. این شبکه در صدد فریب افکار جهان بود. در این برنامه نیز همین کار با سخنان بوش شد، برای فریب چه کسی؟ افکار ایرانیان؟
بوش گفت: «Iran was dangerous, is dangerous, and will be dangerous if it has the knowledge to build a nuclear bomb» به این معنا که: «ایران خطرناک بود، هست و خواهد بود اگر به دانش ساخت سلاح ﴿بمب﴾ هستهای دست یابد» اما با کمال تعجب دیدیم که زیرنویس این مستند ساخت صدا و سیما، «بمب هستهای» را «انرژی هستهای» ترجمه کرد که جای بسی شرمساری است. یعنی بوش صراحتاً با انرژی هستهای مخالفت کرده!
در جایی بوش به تشریح شرایط میپردازد و جملۀ خود را اینگونه تمام میکند: «… until AhmadiNejad came …» یعنی «… تا اینکه احمدینژاد آمد …» اما مترجم متعهد و امانتدار این مستند، جملۀ فوق را اینگونه زیرنویس کرد: «… احمدینژاد که آمد، همه چیز خراب شد!» این کجا و آن کجا!؟
اگر مستند را بازبینی کنید، موارد مشابه جالب دیگری هم خواهید دید.
اما اگر ملاک، گفتن حقایق است که از یک مستند ساز، همین انتظار هم میرود، اینکه در این مستند همهچیز در زمان دولت نهم، ناگهان تبدیل به گل و بلبل میشود بسیار مضحک است. گویی این مستند، فیلم تبلیغاتی آقای احمدینژاد بوده که از اکران عقب مانده بود.
تحریکهای دولت نهم که ۴ قطعنامه پشت سرهم را در کارنامه آنان ثبت کرد و بحران بنزین که نتیجه همین رویکرد بود و … چیزهایی بود که چه مثبت و چه منفی باید در مستند پرونده هستهای گفته میشد و سانسور مسائلی از این دست، یک بیانصافی بزرگ بود در حق دولت هشتم، حتی اگر ما آن دولت را قبول نداشته باشیم.
و من الله التوفیق
مآخذ:
- سایت خبری تابناک (۱-۲-۳)
- خبرگزاری فارس (۱)
- سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنهای (۱-۲-۳-۴)
منابع: